خرید بک لینک

داشتم فکر می کردم واژه استعمار، که ریشۀ قرآنی دارد و به معنی طلبِ عمران و آبادانی است؛ چرا امروز، در فرهنگ اصطلاحات سیاسی جای گرفته و این قدر در بین ما منفور شده است؟

خوب که دقت کردم فهمیدم بعد از تسلط 150 سالۀ انگلیس بر ذخائر مادی و معنوی مشرق زمین، این واژۀ بخت برگشته هم، دچار غارتگری شده و به سلطۀ سیاسی و قتل و جنایت و آدم کشی، تغییر معنا داده است. به همین دلیل، اکثر مسلمانان در کشورهای اسلامی از این کلمه خاطرۀ ناخوشی دارند.

واژه های سازندگی، اصلاحات، اصولگرایی، راستگویی، اعتدال، تدبیر، امید، کلید و همچنین رنگ های سبز و بنفش نیز به خاطر عملکرد سوء بعضی چهره های سیاسی، آرام آرام دارند به سرنوشت کلمۀ استعمار گرفتار می شوند.

وچقدر سخت است برای شعرا و اهالی قلم که در فرداهای زمان می خواهند از تدبیر حرف بزنند، یا شعری از امید بگویند، یا بر فصولی از اصول تأکید بورزند، یا مثلاً مخاطبان را به اصلاح مُلک و مملکت سوق دهند و یا مردم را با سازِ سازندگی جامعه همنوا کنند و ...!!

احتمالاً در آینده ای نه چندان دور، شاعران، علما و نویسندگان متعهد ما، از حضور سبز این واژه های زیبا، در سروده ها و نوشته هاشون واقعاً معذور می شوند و عرق شرم می ریزند!!

این غم انگیز ترین شعر جهان خواهد شد...

شاعری واژه به سر دارد ومعشوقی نِه...!

برچسب: نویسنده: سارا موسوی تاريخ: پنجشنبه 16 دی 1395 ساعت: 4:15

صفحه بندی