
وقتی اشک های غلتیده بر گونۀ آفتاب در نگاه معصومیت زمان جاریست، یعنی فرصتی هنوز باقیست برای آه سردِ من برای نالۀ زرد تو و برای قصۀ درد ما بر جُرم من ببخش که آوردهام شفیع اشک ندامت و عرق انفعال را... خدا قبول کند این روزها، همۀ اعضای گروه ما، سخت درحال تلاش و آماده سازی هستند و شب ها نیز، تا دیر وقت مشغول هماهنگی و برنامه ریزی، وقت ما برای زیارت، فقط قبل از اذان صبح تا طلوع آفتاب است. طبق برنامه، قرار است کار ما یک هفته قبل از اربعین به پایان برسد و به نجف اشرف برگردیم و برای پیاده روی اربعین در اختیار خودمان باشیم. به دلیل برخی معذوریت ها ورود به وب دوستان برایم مقدور نیست. به همین جهت از همه عذرخواهی می کنم. اما کامنت های شما را خواندم و به یادتان هستم... ...
ادامه مطلب