ای مظلوم عالم،
تو در شبگیر سرخِ کدام دشت نماز شهادت خواندی و در برگ ریز کدامین خزان عاشقانه گریستی که نوازش دانه های بلورین اشکت، در کویرخشک و خاموشِ جان های حقیقت جوی جهان، هزاران چشمۀ زلالِ معرفت و شیدایی رویانده است؟
علی جان،
بگو با ما که آن شب و در آن فجر پر غوغا، در سجدۀ آخرین نماز خود، چه دیدی و به صمیمیتِ کدامین نگاه چشم دوختی؟ با ما بگو که در تَرنّم عاشقانۀ آخرین قنوتِ همیشه گشاده ات، بر بام تمنای کدامین نیاز ایستادی؟ و در خضوعِ رکوعِ عرش پیمایت، در آن سپیده دم انتظار، به کدامین صدا دل باختی که نمازِ صبحِ قُرب را با تبسّمِ شامِ وصل، در تشهد خونین سحرگاهی به سلام و تحیّت نشستی؟
راستی بازی قضا با تو چه کرد؟ و بارقۀ تقدیر چگونه رقم خورد که ندای ارجعی را آن سان شتابان و با پیشانی گلگون لبیکِ اجابت گفتی و شادمانه در مقام رضایت پروردگارت آرام گرفتی؟
مولای ما،
در سینه سینایی اَسرار تو، کدامین راز، غنوده بود که این چُنین بی تابانه و سراسیمه فرشتۀ مرگ را اختیار بخشیدی و به تسلیم خود وا داشتی؟
علی جان،
افسوس که چاهِ غیرتِ زمین، هنوز از آهِ غُربتِ تو غمگین است و حلقه های عمیقش سوکنامۀ تنهایی تو را می سرایند. دردا که گوهر «لو کُشِفَ الغِطای» تو هنوز در ظرفِ تَنگ زمان نمی گنجد و زمین از تحمّل صورت تصویر تو شرمسار است.
ای جان پیامبر،
جا دارد که بشریت از غربت تو همیشه بسوزد و تا ابد اشک غم ببارد و سزاوار است که خاکیان نیز در عزای تو غمگنانه بِگریَند و با منادی عرش خدا هم آوا شوند و فریاد برآورند: وا مصیبتا، وا علیّا، وا اماما....
.
شهادت جانسوز اول مظلوم عالم، مولای عدالت،
علی علیه السلام تسلیت باد.
برچسب:
نویسنده: سارا موسوی