خرید بک لینک

.

چند وقتی هست که رفتار های رادیکالی نمایندگان محترم، در صحن و سرای مجلس شورای اسلامی فروکش کرده و داد و فریادهای جنجال بر انگیزشان، ظاهراً به رفتارهای اطو کشیده و وفاق آمیز، تبدیل شده است.

معنی این تغییر رفتار، در نگاه ظاهر بینانه این است که همه چی گل و بلبل است و مملکت دارد به سمت آرامش پیش می رود! ولی از نگاه ژورنالیست های روشنفکر و تحلیل گران لیبرال مسلک، این تغییر رفتار، به اقتضایی بودن تصمیمات و رویکرد کارشناسی نمایندگان، تفسیر می شود!!. اما، آرامش فصلی و فعلی مجلس با نگاه واقع بینانه، سه دلیل عمده دارد:

  1. عدم فراوانی چهره های شاخص جناح ها در مجلس.
  2. تازه کار بودن نمایندگان فعلی
  3. فقدان اکثریت قاطع حزبی و جناحی در بین نمایندگان

قرائن و شواهد نشان می دهد که پشت دیوار این سکوت و آرامش ظاهری، یک جریان اعتدال گرای همگِن، به صورت خاموش در حال زایش و افزایش است که چهرۀ حقیقی خود را زیر نقاب فریبندۀ عقلانی سازی قانونگذاری و لابی های منطقه ای، پنهان کرده و طرح ریزی و برنامه ریزی آیندۀ مجلس را دارد به نفع یک جریان بی رمق اما پر حاشیه، هدایت می کند!

اصلاح طلبانِ هنجار شکن که همچنان خود را آسیب پذیر می دانند و در انتخابات رئیس و هیئت رئیسۀ مجلس هم، توفیق کاملی نداشتند، در حال حاضر شدیداً سرگرم یارگیری و بازسازی خود هستند تا در سال آینده، جنجالی ترین فرد وابسته به این حزبِ پنهان، یعنی عارف را به ریاست مجلس بنشانند و همزمان ریاست کمیسیون های اصلی و کلیدی پارلمان را هم در اختیار خود بگیرند. این کار، با چهار گزینه درحال اجرا و آماده سازی است:

  1. جذبِ نمایندگان مستقل با هدف کسب اکثریت کرسی ها
  2. همراهی و همگامی هر چه بیشتر با دولت
  3. اصلاح رفتار سیاسی در صحن علنی و در نطق های پیش از دستور
  4. تطهیر چهره های ورشکسته اصلاح طلبان و حساسیت زدایی از شخصیت های حزبی خود.

اما، اصولگرایانِ نا همگِن که نه در جایگاه قدرت، قدر پیروزی خود را می دانند و نه از شکست های پی در پی درس عبرت می گیرند! این روزها همچنان در حال رنگ باختن و چرخیدن به دور خود هستند. و انگار دارند از واقعیت های تلخی می گریزند، که خود عامل اصلی ایجاد آن بوده اند. این جناح که بیشترین ضربه را توسط عوامل فریب خورده و نفوذی های هاشمی - همان مرد هزار چهره - نوش جان کرده است، آخیراً بی آنکه از گذشتۀ خود درسی بگیرد، در حال فاصله گیری از جبهۀ پایداری به سمت چهرۀ نیمه مرموز لاریجانی است. اما، نمی دانند که لاریجانی هم، مدافع و دلسوختۀ همان مرد زر و تزویر است که در کنار مهرۀ دیگر او، پیروزی انتخابات سال 92 را به نفع اعتدال گرایانِ بی خاصیت، پیش بردند.

بنا براین، در مدت باقیمانده تا انتخاباتِ سال آینده، همراهی دولت و مجلس یقیناً افزایش خواهد داشت. جریان اصلاح طلبان کماکان با هاشمی و خاتمی هماهنگ بوده و در ماه های آینده منسجم تر نیز خواهد شد. در نتیجه، شرایط، در درون مجلس با حمایتِ نمایندگان از برجام و در بیرون از مجلس، با انشقاقی که در جبهۀ اصول گرایان عمیق تر می شود؛ قطعاً به نفع آقای روحانی بوده و شانس ایشان را در بین کاندیداها بیشتر خواهد کرد. با این شرایط، کاندیدای بعدی باز هم آقای روحانی خواهد بود که می شود گفت: روحانی در داخل کشور، همزمان توسط هاشمی مرموز، خاتمی خائن و اصولگرایانِ مذبذب حمایت می شود و در خارج نیز، از مقبولیتِ آمریکا و انگلیس برخوردار است.

.

آن چه خواندید، نتیجه منطقی و معقولی هست که با حساب دو دو تا چهارتای ریاضی به دست آمده است. اما، از آنجایی که مبنا و معادلات انتخابات، در کشور ما با همه جای عالم متفاوت است و مردم ما نیز همیشه غیر قابل پیش بینی بوده و هستند! و از طرفی، چهره های ناشناخته و نا پیدا هم در کشور ما گاهی بر اسب هیجاناتِ مردم سوار می شوند و معجزه می آفرینند، بعید نیست که اجاق تدبیر و امید روحانی، این بار با تند باد خشم مردم بلاکش و مظلوم این دیار، به خاموشی گراید و به تلی از خاکستر مبدل گردد.

اما، قصۀ آقای احمدی نژاد، مقداری پیچیدگی و ابهام دارد که باید رمز گشایی شود، ان شاءالله به زودی در باره اش چیزکی می نویسم.

برچسب: نویسنده: سارا موسوی تاريخ: چهارشنبه 7 مهر 1395 ساعت: 16:51

صفحه بندی