
. برای سومین بار، مامانِ دختر خانم تقاضای خانوادۀ خواستگار را رد کرد و اجازه نداد که والدین به همراه آقا پسر عزیزشون، برای آشنایی و دیدار اولیه، خدمتِ آنها برسند. او، از همان ابتدا، با شهامت و افتخار، شماره همراهِ دخترش را داد و گفت که بهتر است پسر و دختر، خودشون با هم قرار بگذارند و چند باری همدیگر را ببینند. اگر به توافق رسیدند، بعداً برای آشنایی و خواستگاری تشریف بیاورید!! خیلی تعجب کردم و کنجکاو شدم تا علت این پدیدۀ جدید را بفهمم. بالاخره بابای سرشناس و روانشناسِ این دختر را دیدم و خیلی محترمانه و البته زیرکانه، نظرش را پرسیدم. معلوم شد که خودش اط...
ادامه مطلب