
پای روضه ها می نشینیم و اشک می ریزیم و پای پیاده به کربلا می رویم، اما این رفتن ها واشک ریختن ها فقط بهانه ایست تا پای دل را به قافلۀ عشق حسین علیه السلام پیوند زنیم و دل های بیقرارمان را در کشتی نجات حسین (ع) مأوا دهیم. هرقدر که حسینی تر باشیم و برای حسین علیه السلام بیشتر اشک بریزیم، پای ارادت ما در مسیر عشق او محکم تر می شود و آن وقت است که می توانیم 1400 یا 1630 عمود ایستاده در مسیر را بی احساس خستگی پشت سر بگذاریم و در اقیانوس مواج عشق، به خیل عاشقان حسین بپیوندیم... امسال، ماه محرم و صفر برای من رنگ و بوی دیگری داشت. بوی دلدادگی، بوی خدمت، بوی نوکری، بوی رهایی، بوی شنیدن صدای جنون در اوج و بوی ایستادگی قدم ها در موج...!! اما سفر کربلا انگار بدون رنج و مشقت ممکن نیست و انگار سختی راه و...
ادامه مطلب
قرار من این بود که همراه سه نفر از همسفرانم، پیاده روی اربعین را شروع کنیم و برای طول مسیر هم برنامه ریزی کرده بودیم. مثلاً از کارهایی که قرار داشتیم انجام دهیم این بود که با چهره های شاخص و با سوژه های خاص و مخصوصاً با زائران خارجی دمخور شویم و رسم رفاقت به جای آوریم و از این طریق، با خودشان، خانواده شان، کشورشان، رسم و رسومشان و ظرفیت های تبلیغاتی شان آشنا شویم و در عین حال از آنها بصورت ویژه فیلم و عکس و گزارش تهیه کنیم. اما، با آمدن خانوادۀ ما از ایران، همه چی تغییر کرد و برنامه های ما کاملاً بهم ریخت. خب وقتی حضور همسر نازنین، پدر و مادر عزیز، برادر فداکار، خواهرهای مهربان و فرزندان گلت را کنار خودت داشته باشی، منصفانه تر این است که از مصاحبت و همراهی آنها بهره مند باشی و حتی المقدور ک...
ادامه مطلب
آقای ظریف در جلسه 23 خرداد 95 مجلس شورای اسلامی، رسماً اعلام کرد که اگر طرح 10 ساله قانون تحریمهای ایران موسوم به ISA در سنای آمریکا به تصویب برسد، نقض برجام خواهد بودو همان موقع گفت که به دولت آمریکا در بارۀ تصویب و تمدید احتمالی این قانون تذکر داده است. حالا مقامات آمریکایی با گستاخی تمام و بدون رأی مخالف، این قانون را تصویب کردند و حالا، علاوه بر آقای ظریف، سخنگوی وزارت امور خارجه و رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس و دبیر شورای عالی امنیت ملی کشور هم، اذعان کردند که تمدید و تصویب این قانون در سنای آمریکا، نقض آشکار برجام محسوب می شود. اما من هنوز ژست قلدر مأبانه رئیس جمهور را در روزهای تصویب برجام به یاد دارم که چه با افتخار، اندر مزایای معجزه آفرین برجام سخن می گفت و با لحنی پرخاشگرانه و دور ...
ادامه مطلب
پیاده روی را از باب القبله بارگاه امیرمؤمنان شروع کردیم. با کوله های سبک، کتانی های راحت، لباس های مناسب، تیپ عادی، با پرچم های یاحسین، بدون علائم خاص زرق و برق دار و... پدر و مادرِ با محبت، دو نفر داماد هیئتی و غیرتی، دونفر برادرزن نجیب و دست به جیب، عروس های با وقار و خوش رفتار و خواهرشوهرهای صمیمی و دلسوز، چهار پسر بچۀ با ادب و فرمان بُردار، یک دختر خانم باهوش و با سلیقه و یک جفت دوقلوهای ناز و خوش قِلِق، مجموع اعضای گروه ما را تشکیل می دادند. کالسکه بچه ها هر بیست دقیقه تا نیم ساعت یکبار دست آقایون جابجا می شد. زحمت بخشی از وسایل اضافی را هم، آقایون بعهده داشتند که در کوله ای بزرگ روی چرخ دستی، بسته بودیم و حمل و نقل آن را آسان کرده بودیم. چهار ساعتی بود که پیاده روی ما وفق سلیقۀ پدر پی...
ادامه مطلب
مگر جمجمه آدم ها یا همان مرکز ثقل تفکر مردم را مثل قلب رآکتور اراک، با بتون پُر کنند تا حافظۀ تاریخی ملت از بین برود و آن وقت شنیده ها و دیده ها را فراموش کند. وگرنه من یقین دارم که مردم ما، چه آنها که دلواپس و منتقد برجام بودند و چه آنها که مذاکرات لوزان و توافق با شیطان را تنها راه حل مشکلات کشور می دانستند؛ بارها و بارها با گوش های خود از رادیو و تلویزیون شنیدند و در سایت ها و روزنامه ها خواندند که رهبر فرزانۀ انقلاب، نظرات خود را در باره اصل و فرع مذاکرات، شفاف و بی پرده و بی ملاحظه بیان داشتند و با توجه به ماهیت پلید آمریکایی ها، نتایج تلخی را هم برای امروزِ من و شما گوشزد فرمودند. حالا رئیس جمهور محترم، در مراسم 16 آذر، با لحنی حق به جانب، اما با گویشی مذبذبانه، مذاکرات هسته ای و قبول...
ادامه مطلب
در بدو ورود به موکب، تجدید وضو کردیم و به نماز جماعت ایستادیم. بعد از نماز، با چای و شربت و خرما از ما پذیرایی کردند. محمد صاعد و عبدالجمال، دو جوان لاغراندام و قد بلندی بودند که مدیریت اصلی موکب را بر عهده داشتند و مقصود، کودک 7 سالۀ خانواده هم، یکی از سه مرد اصلی این موکب بود که در کنار خواهرها و دایی هایش عاشقانه خدمت می کرد. آرام آرام، عطر هوس انگیز طعام در فضای موکب پیچید و اشتهای ما را برای خوردن غذا دوچندان کرد. قیمه پلو، غذایی بود که من فقط در بعضی سفره های ایرانی مزۀ آن را چشیده بودم، اما، آن روز، سینی قیمه پلو، با ادویه مخصوص هندی و برنج و زعفران ایرانی، در مسیر نجف - کربلا، سفرۀ کمیله و راحله را آنچنان معطر و چشم نواز کرده بود که ذائقه هر ایرانیِ و غیر ایرانی را در اشتهای خوردنش ...
ادامه مطلب
ساعت 7 صبح رسم ادب بجای آوردیم و با خداحافظی دوستانه و متحیرانه از میزبان محترم، موکب را ترک کردیم و راه جاده را در پیش گرفتیم. آن روز تا ظهر، بی وقفه حرکت کردیم، بعد از نماز و ناهار هم دوباره به راه افتادیم و تا ساعت 4 بعد از ظهر، مسیر را ادامه دادیم. در مسیر حرکت، قیافۀ استتار شده و تغییر یافتۀ بعضی از چهره های علمی و سیاسی، واقعاً دیدنی بود. شخصیت هایی که بعضی هاشون از شناخته شدن ابایی نداشتند و چه بسا خوشحال هم می شدند. اما، بعضی هاشون به شدت مراقب بودند کسی آنها را نشناسد و با آنها همکلام نشود! ولی اندام اطو کشیده و گردن های کرخت و مدل راه رفتن بعضی هاشون آن قدر تابلو و بیلبورد بود که امکان نداشت بتوانند از چشم تیزبین بچه تُخس ها و زبل خان های شهر و محله پنهان بمانند. اولین کسی که، دید...
ادامه مطلب
داشتم فکر می کردم واژه استعمار، که ریشۀ قرآنی دارد و به معنی طلبِ عمران و آبادانی است؛ چرا امروز، در فرهنگ اصطلاحات سیاسی جای گرفته و این قدر در بین ما منفور شده است؟ خوب که دقت کردم فهمیدم بعد از تسلط 150 سالۀ انگلیس بر ذخائر مادی و معنوی مشرق زمین، این واژۀ بخت برگشته هم، دچار غارتگری شده و به سلطۀ سیاسی و قتل و جنایت و آدم کشی، تغییر معنا داده است. به همین دلیل، اکثر مسلمانان در کشورهای اسلامی از این کلمه خاطرۀ ناخوشی دارند. واژه های سازندگی، اصلاحات، اصولگرایی، راستگویی، اعتدال، تدبیر، امید، کلید و همچنین رنگ های سبز و بنفش نیز به خاطر عملکرد سوء بعضی چهره های سیاسی، آرام آرام دارند به سرنوشت کلمۀ استعمار گرفتار می شوند. وچقدر سخت است برای شعرا و اهالی قلم که در فرداهای زمان می خواهند ا...
ادامه مطلب
در تَغامُز نگاه بارانی ات ، ای غریب غروبِ آدینه، تغزّل زیبای غرورِ نغمه های بی غوغا را، غمگنانه می خوانم و با زخمۀ راز آمیزِ آوازِ نازِ تو - ای شیونِ شقایق های شوق - رقصِ رهایی خویش را بر بامِ سپیدِ سحر، جاودانه می سازم! ای همدمِ دل های نا آرامِ پروانه های رنگارنگ؛ از چشمۀ شرمِ چشم های به انتظار نشستۀ من، در طلوعِ نیایشِ هر صبح، شبنمِ اشتیاق می روید و زمزمِ گوارای نامت، قطره قطره زبانم را می لرزاند. ای آفتابِ حُسنِ سپیده؛ هر صبح، گل ها را با یادِ تو می بویم و هر شب، خانۀ خیالم را با گلابِ تمنّای تو می شویم. تو می دانی که من، با خوشه های یاس و با اقاقی های آویخته از دیوارِ سپیدِ صبر؛ عهدِ رفاقت بسته ام! و می دانی که هنوز، با شقایق های سرخِ شهادت و شوق مأنوسم و از تیغِ قساوتِ جماعتِ فتنه که ب...
ادامه مطلب
در کوچ بُوَد عشرتِ ایام بهاران شبنم اثر آبلۀ پای نسیم است. گاهی برای نپوچیدن، چاره ای جز کوچیدن نیست. پس عجالتاً اینجا را رها می کنم و به خانه ای دیگر می روم. می روم قدمی آن سوتر. به سوی بودن و نیاسودن. که آسودن، فرسودن است! می روم تا سایۀ سنگینِ نوشته های ناخوشایندم، بیش از این روح پریشانِ بعضی دوستانِ ناخرسند را نیازارد و نصاب نصیبه های فراحت و فراغتم، دل پر تشویشِ همراهانِ به ظاهر نیک اندیش را ریش ریش نسازد! از اینجا تا کلبۀ دیگرم، فاصله ای نیست. اما، بقول حافظ عزیز: دیگر آنجا که رَوَم، عاقل و فرزانه رَوَم!! نشانی اش را خدمت شما خواهم داد.. پ.ن: امروز قدر پند عزیزان شناختم یا رب روان ناصح ما از تو شاد باد. خواستم تا بنویسم سخنی از دل خویش قلمم را ز سر تیغ زبان خون بچکید. ح...
ادامه مطلب
. از اول محرّم تا الآن به طور اتفاقی دربعضی سایت های خبری و چند وبلاگِ غیر مذهبی دیدم که به بهانۀ دلسوزی از رفتگران شهرداری و به بهانۀ حفاظت از محیط زیست و امثال این چیزها، نذری دادن های محرّم را زیر سؤال برده اند! مثلاً از زبان دخترکوچولوی یک رفتگر نوشته بودند که هر وقت نذری می دهند، بابای او آن شب خسته و کوفته و کمردرد می شود! و همین دخترکِ جعلی در انتهای نامه اش دُعا کرده بود که الهی هیچ وقت نذری ندهند! آقای دیگری زیرِ پست وبلاگش، عکس هایی گذاشته بود که نشان می داد مردم غذاهای نذری را خورده اند و ظرف ها و قاشق ها و لیوان های یک بار مصرفش را در اطراف خیا...
ادامه مطلب
ای مظلوم عالم، تو در شبگیر سرخِ کدام دشت نماز شهادت خواندی و در برگ ریز کدامین خزان عاشقانه گریستی که نوازش دانه های بلورین اشکت، در کویرخشک و خاموشِ جان های حقیقت جوی جهان، هزاران چشمۀ زلالِ معرفت و شیدایی رویانده است؟ علی جان، بگو با ما که آن شب و در آن فجر پر غوغا، در سجدۀ آخرین نماز خود، چه دیدی و به صمیمیتِ کدامین نگاه چشم دوختی؟ با ما بگو که در تَرنّم عاشقانۀ آخرین قنوتِ همیشه گشاده ات، بر بام تمنای کدامین نیاز ایستادی؟ و در خضوعِ رکوعِ عرش پیمایت، در آن سپیده دم انتظار، به کدامین صدا دل باختی که نمازِ صبحِ قُرب را با تبسّمِ شامِ وصل، در تشهد خ...
ادامه مطلب
. در اینکه شرایط فرهنگی کشور ما نسبت به دهه اول و دوم انقلاب عوض شده است، شکی نیست در اینکه معیار های زندگی و فرهنگ خانواده ها به لحاظ ارزش های اخلاقی و انسانی دچار تغییر و دگر گونی شده و ناهنجاری هایی را بر جامعه تحمیل کرده است، شکی نیست. در اینکه دختر ها و پسر ها مخصوصاً از نوع تهرانی اش، حتی در سن 25 سالگی هم، پختگی لازم را برای ازدواج ندارند، تردیدی نیست. در اینکه دختر خانم ها و آقا پسر ها نگاه ناهمگونی به زندگی دارند و در مسیر زندگی، هر کدام طبل خود را می کوبند و علیه یکدیگر، ساز ناسازگاری را کوک می کنند، حرفی ندارم و عجالتاً دنبال علت یابی آن هم نیستم...
ادامه مطلب
در بوستانِ خاتم المرسلین، مدام شبنمِ لطف می تراود و از آسمانِ محبتش، پیوسته نسیم رحمت می وزد. رحمتِ پیامبر اعظم، به عنوان مُجری و مَجرای قاعدۀ لطف الهی، هم روح و روان شیعیان را می نوازد که عاشقانِ اهل بیتِ عصمت و امامت هستند و هم جرم و جسمِ جماعتِ بی ولایت را حیات و انرژی می بخشد. که در جرگۀ امت اسلام جای گرفته اند. از چشمۀ تسنیمِ اَشرفِ کائنات، کام هستی همۀ موجودات، سیراب است و جام سرمستی همۀ خلایق لبریز. خلایقِ عالَم از هر سلایق و علایقی، به واسطۀ رحمت پیامبر خاتم، جامۀ حیات می پوشند و از جام محبتِ او، جرعۀ نجات می نوشند. هم انسان های حقیقت گرای ...
ادامه مطلب
جلوۀ حسن تو ای زن به خود آرایی نیست نیست گر ساده جمال تو، تماشایی نیست . این روزها، علیرغم وفور قیافه های اجق وجق و کلکسیونِ سیّارِ آرایش های غلیظ و زننده و زشت در خیابان های تهران و علیرغم مانور زنان سگ باز و آلوده در پارک های پایتخت، بحمدالله موج خانم های فرهیخته و دختران با وقار نیز، درعرصۀ های فرهنگی و مذهبیِ این شهر بزرگ، تماشایی و اعجاب برانگیز شده است... تردید ندارم که حیا، حجاب، عدم خودآرایی و پاکیِ نفوسِ همین دختران پاکدامن است که سیادت و دیانت این مرز و بوم را صیانت می کند و هر روز برگ زرّینی بر افتخارات فرهنگیِ کشور تشیّع می افزاید. ز...
ادامه مطلب
. از بچه های جبهه و جنگ است، اما وقتی جنگ تمام شد، به گفتۀ خودش هفده سال بیشتر نداشت! پس از جنگ، درسش را تا مقطع لیسانس ادامه داد و بعد وارد حوزه شد. چند سالی هم دروس حوزوی را خواند. اما، دوباره به تحصیلات آکادمیک بازگشت و در رشتۀ حقوق بین الملل دکترایش را گرفت. الآن در پردیس دانشگاه تهران یعنی در قم کرسی تدریس دارد و گاهگاهی هم به تهران می آید. در مقطع کارشناسی ارشد، استاد بنده بود. اما من و ایشان از همان موقع به لحاظ تفکرات سیاسی و برخی اعتقادات دینی، در تضاد کامل بودیم. به حدی که گاهی در حین درس و در جمع دانشجویان، بحث مان جدی می شد و گاهی به تلخی می گرای...
ادامه مطلب
. قال رسول اللّه صلى الله علیه وآله وسلم: صنفان من اُمّتی إذا صلحا صلحت اُمّتی و إذا فسدا فسدت اُمّتی قیل: یا رسول اللّه ومن هما؟ قال: الفقهاء والاُمراء. . هنگامى که دو صنف از امت من صالح باشند، امت من صالح خواهد بود و چون فاسد شوند، امت من فاسد مى شود. سؤال شد یا رسول اللّه آن دو صنف کدامند، فرمود فقیهان دین و امیران و حکمرانان. . بحمدالله، هنوز فقیهان و دین شناسان بسیاری داریم که چراغ بصیرت و هدایت شان بر قلّه فقاهت می درخشد و عزت و مناعت طبع شان، به اسلام و امت اسلام آبرو می بخشد. پس، خیال ما از این بابت، فعلاً راحت است. اما، آیا حاکمان ما هم در همین مسی...
ادامه مطلب
. برای سومین بار، مامانِ دختر خانم تقاضای خانوادۀ خواستگار را رد کرد و اجازه نداد که والدین به همراه آقا پسر عزیزشون، برای آشنایی و دیدار اولیه، خدمتِ آنها برسند. او، از همان ابتدا، با شهامت و افتخار، شماره همراهِ دخترش را داد و گفت که بهتر است پسر و دختر، خودشون با هم قرار بگذارند و چند باری همدیگر را ببینند. اگر به توافق رسیدند، بعداً برای آشنایی و خواستگاری تشریف بیاورید!! خیلی تعجب کردم و کنجکاو شدم تا علت این پدیدۀ جدید را بفهمم. بالاخره بابای سرشناس و روانشناسِ این دختر را دیدم و خیلی محترمانه و البته زیرکانه، نظرش را پرسیدم. معلوم شد که خودش اط...
ادامه مطلب
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ...
ادامه مطلب
در دورۀ معادلات زر و زور در عصر دسیسه های رسانه ای در روزگار فرهنگ سازی مؤسسات وابسته به قمار بازان بین المللی در سرزمینی که صدای آروغ متعفن روشنفکران مستهجن، نام هنر می گیرد. در کشوری که به دین فروشان بیگانه پرست، مدال لیاقت می دهند؛ در حکومتی که دولتمردانش، با بیگانگان وفاق می کنند و با ملت خود نفاق می ورزند...!! جای روشن بینی ها و روشنگری های شهید آوینی واقعاً خالیست. من شهید آوینی را ندیده ام. او را فقط از لابلای نوشته هایش شناخته ام. اما، نمی دانم چرا هرچه زمان می گذرد، داغ نبودنش جگرم را بیشتر می سوزاند! روحش شادِ شاد. . . دلیل بازنشر این پست: گ...
ادامه مطلب